|
سفرههای نوروزی یکی از آیینهای مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن میگیرند. در بسیاری از نقاط ایران، جمهوری آذربایجان و برخی از نقاط افغانستان، سفره هفت سین پهن میشود. در این سفره هفت چیز قرار میگیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سیر، سنجد، سمنو، سیب و به هفت سینی که چیده میشود معانی خاصی نسبت دادهاند. مثلاً سیب را نماد زیبایی و تندرستی، سنجد را نماد عشق و محبت، و سکه را رزق و روزی گفتهاند.سفره نوروز از زمانهای کهن بوده اما به این صورت بوده است که سفره ای را پهن می کردند و در بشقابهای سفالی و یا فلزی آنواع آجیلهای خشک شده مانند توت خشک - برگه خشک شده زردآلو و هلو و پختیک(پخته شده و خشک شده لبو)و عسل و سر شیر خشک شده، کلوچه، گعگ (کیک) قطاب و نا سرموکی و ... می گذاشتند تخم مرغ رنگ شده حتما در سفره وجود داشت. در این سفره بعضی چیزها فقط جنبه زیبایی داشت مانند تخم مرغ و آیینه ولی سایر چیزها برای خوردن و پذیرایی میهمانان بودو هر زمان که تمام می شد بلافاصله صاحبخانه ظروف را مجدد برای میهمانان جدید پر می کرد. اما اینکه هفت چیز با نام سین باشد پدیده جدیدی است به نظر میرسد گذاشتن هفت جزء آغازشونده با حرف سین در سفرهٔ نوروزی پدیدهای است که در اواخر دوره قاجار رایج شده و پیشینهٔ تاریخی ندارد، بلکه توسط رسانهها فراگیر شده است.ضمنا مردم قبل از نوروز به حمام می رفتند و شلوغ ترین روزهای سال گرمابه ها چند روز سال نو بود گرمابه که معمولا با چوب و هیزم در (گرخانه)GOr khaneh یا آتش خانه آب حمام را گرم می کرد حتما یک ذخیره خاص چوب و هیزم را برای روزهای نوروز ذخیره می کرد. شب نوروز همه پلو یا چلو خورش می خوردند بسیاری از خانواده ها سالی فقط یکبار می توانستن چلو خورش بخورند و انهم شب نوروز بود.از این پلو برای فقرا، سلمانی(آرایشگر)و حمامی(مسئول آتش حمام)و برای کدخدای هر محل هم پیشکش می بردند. پهن کردن سفرهٔ نوروزی در ایران آداب و رسوم خاصی دارد و روی سفره اجزای دیگری بهویژه آینه، شمع، و آب نیز حضور دارند. از دیگر اجزای سفرهٔ امروزی میشود از ماهی و تخم مرغ رنگشده یاد کرد. در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوهمتداول است. در این سفره، هفت میوه قرار میگیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پست، زردآلو و سنجد چیدن سفرهای مشابه با استفاده از میوه خشک شده، در بین شیعیانپاکستان هم مرسوم است.[ علاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان، و سفره هفت می در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است در جمهوری آذربایجان عدد هفت اهمیتی ندارد و بر روی سفرههای نوروزی خود، آجیل قرار میدهند....غذاهای نوروزی [] یکی از متداولترین غذاهایی که به مناسبت نوروز پخته میشود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه میشود. در بیشتر کشورهایی که نوروز را جشن میگیرند، این غذا طبخ میشود. در برخی از کشورها، پختن این غذا با آیینهای خاصی همراه است. زنان و دختران در مناطق مختلف ایران، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان[و ازبکستان سمنو را بهصورت دستهجمعی و گاه در طول شب میپزند و درهنگام پختن آن سرودهای مخصوصی میخوانند. برای نمونه در افغانستان در یکی از مشهورترین ترانهها، این بیت به تکرار خوانده میشود:
پختن غذاهای دیگر نیز در نوروز مرسوم است. بهطور مثال در بخشهایی از ایران؛ سبزی پل با ماهی در شب عید، در افغانستان سبزی چلو با ماهی, در ترکمنستان؛ نوروزبامه، در قزاقستان؛ اویقی آشار، در بخارا؛ انواع سمبوسه پخته میشود. بهطور کلی پختن غذاهای نوروزی در هر منطقهای که نوروز جشن گرفته میشود مرسوم است و هر منطقهای غذاها و شیرینیهای مخصوص به خود را دارد. دید و بازدیددید و بازدید عید یا عید دیدنی یکی از سنتهای نوروزی است که در بیشتر کشورهایی که آن را جشن میگیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در نوروز نیز رایج است. مسابقات ورزشیبرگزاری مسابقات ورزشی عمومی در معابر شهری و روستایی، یکی دیگر از آیینهایی است که در برخی از کشورها به مناسبت نوروز برگزار میشود. در ترکمنستان، مردان و زنان ترکمن، بازیهاو سرگرمیهای ویژهای از جمله سوارکاری، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی و شطرنج برگزار میکنند. برپایی جنگ خروس و شاخزنی قوچها از دیگر مراسمی است که در ترکمنستان برگزار میشود. در استانهای شمالی افغانستان نیز مسابقات بزکشی به مناسبتهای مختلف از جمله نوروز برگزار میشود. طبیعتگردیمردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکانهای طبیعی مانند پارکها، باغها، جنگلها و ماطق خارج از شهر میروند. این مراسم سیزدهبهدر نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه و گفتن دروغ سیزده استمراسم سیزدهبهدر در مناطق غربی افغانستان ازجمله شهر هرات نیز برگزار میشود. با وجودی که روز سیزدهم فروردین در کشور افغانستان جزو تعطیلات رسمی نیست، اما مردم این مناطق برای گردش در طبیعت، عملاً کسب و کار خود را تعطیل میکنند. مردم این منطقه همچنین اولین چهارشنبه سال را نیز با گردش در طبیعت سپری میکنند. علاوه بر این، ساکنان کابل در افغانستان، در طول دو هفته اول سال برای گردش به همراه خانواده به مناطقی که در آنها گل ارغوان میروید، میروند یکی دیگر از آیینهای نوروز که در آسیای میانه و کشور تاجیکستان مرسوم است، مراسم گلگردانی و بلبلخوانی است. گل گردانها از دره و تپه و دامنهٔ کوهها، گل چیده و اهل دهستان خود را از پایان یافتن زمستان و فرا رسیدن عروس سال و آغاز کشت و کار بهاری و آمدن نوروز مژده میدهند. نوروزخوانینوروز خوانی یا بهار خوانی یا نوروزی، گونهای از آواز خوانی است که در گذشته در ایران رواج داشتهاست. در حال حاضر رواج این گونه آواز خوانی بیشتر در استانهای مازندران و گیلان است.در نوروز خوانی افرادی که به آنها نوروز خوان گفته میشود پیش از آغاز فصل بهار به صورت دورهگردی به شهرها و روستاهای مختلف میروند و اشعاری در مدح بهار یا با ذکر مفاهیم مذهبی به صورت بداهه یا از روی حافظه میخوانند. این اشعار اکثرأ به زبانهای طبری و گیلکی میباشد. این اشعار بیشتر بصورت ترجیع بند بوده و توسط یک یا چند شخص همزمان خوانده میشود. |
||||
|---|---|---|---|---|
|
|
||||
|
عید نوروز چگونه شکل گرفتانسان، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تکرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تکرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران کشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان کاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه که تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی که تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی که آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود. پیدایش جشن نوروزجشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند. در خور یادآوری است که جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن که جشن را به جمشید منسوب می کند یادآور می شود که : «آن روز که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود». روایت های اسلامی درباره نوروزآورده اند که در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند که امروز نوروز است. پرسید که نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند عسکره چیست؟ فرمود عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده کرد وابرها را فرمود که به آنان ببارند از این روست که پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول کرد و جام را میان اصحاب خود قسمت کرده و گفت کاش هر روزی بر ما نوروز بود. و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس که گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است که ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یکدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند که این بزرگداشت نوروز به علت امری کهن است که برایت بازگو می کنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند و او را شریک و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شکوفا و درخشان شد. همان روزی است که کشتی نوح در کوه آرام گرفت. همان روزی است که پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از کعبه به زیر افکند. چنان که ابراهیم نیز این کار را کرد. همان روزی است که خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت کنند. همان روزی است که قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می کنند و همان روزی است که قائم بر دجال پیروز می شود و او را در کنار کوفه بر دار می کشد و هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست. جشن نوروز![]() جشن نوروز دست کم یک یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یک ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست کم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم کهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تکانی یاد کرد. پنجه (خمسه مسترقه)بنابر سالنمای کهن ایران هر یک از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجک، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت که در هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرارداد، برگزار می شد. میر نوروزیاز جمله آیین های این جشن 5 روزه، که در شمار روزهای سال و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاکم و امیری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می کند که با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می کرد و چیزی می گرفت. و هم اوست که حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حکومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند. از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان کسانی را که در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر وخیابان می بینیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاکم پنج روزه » است که تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه». |
||||
نوروز برابر با یکم فروردین ماه (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال و یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان می باشدو هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن میگیرند. امروزه زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب میشود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
جشن نوروز از لحظهٔ اعتدال بهاری آغاز میشود. در دانش ستارهشناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیمکره شمالی زمین به لحظهای گفته میشود که خورشیداز صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان میرود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده میشود، و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با 20 یا 21 یا 22مارس مطابقت دارددر کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده میشود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته میشود و روز آغاز سال محسوب نمیشود.منشأ و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیستدر برخی از متنهای کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متنها، کیومرث بهعنوان پایهگذار نوروز معرفی شدهاست.پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شدهاست که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدندبرخی از روایتهای تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت میدهد. بر طبق این روایتها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمیگرددهمچنین در برخی از روایتها، از زرتشت بهعنوان بنیانگذار نوروز نام برده شدهاستپ اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشدهاست ...........//نوروز در زمان سلسله هخامنشیان
کوروش دوم بنیانگذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامههایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکانهای همگانی و خانههای شخصی و بخشش محکومان اجرا مینمود این آیینها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار میشدهاست. در زمان داریوش یکم مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار میشد. البته در سنگنوشتههای بهجا مانده از دوران هخامنشیان، بهطور مستقیم اشارها
ی به برگزاری نوروز نشدهاست اما بررسیها بر روی این سنگنوشتهها نشان میدهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشنهای نوروز آشنا بودهاند، و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن میگرفتهاندشواهد نشان میدهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکهای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شدهاستدر دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازهای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار میشدهاست .....نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان
در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته میشد. در این دوران، جشنهای متعددی در طول یک سال برگزار میشد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بود. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول میکشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم میشد. نوروز کوچک یا نوروز عامه به مدت پنج روز، از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته میشد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا میشد در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقهای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشهوران و اشراف) به دیدار شاه میآمدند و شاه به سخنان آنها گوش میداد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر میکرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی میآمدندشواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سالهای کبیسه رعایت نمیشدهاست. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب میماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبود و در فصلهای گوناگون سال جاری بود
اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شددر دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا میکردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را میکاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمیکردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشنداز زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایندهمچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز بهعنوان عیدی متداول شد ..........نوروز پس از اسلام
از برگزاری آیینهای نوروز در زمان امویان نشانهای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر میرسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال میکردهاند. با روی کار آمدن سلسلههای سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار شددر دوران سلجوقیا، به دستور جلالالدین ملکشاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیا برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار (ورود آفتاب به برج حمل) قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند بر اساس این گاهشمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که حدوداً هر چهار سال یکبار (گاهی هر پنج سال یک بار)، تعداد روزهای سال را بهجای ۳۶۵ روز برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. این گاهشمار از سال ۳۹۲ هجری آغاز شدنوروز در دوران صفویان نیز برگزار میشد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمودنوروز از دیدگاه اسلام و تشیع
در اسلام و به ویژهٔ آیین تشیع به نوروز به عنوان روزی خجسته نگاه شدهاست و بر گرامی داشتن آن تأکید شدهاست. از دیدگاه شیعه، نوروز روز ظهور امام زمان است. در حدیثی از امام صادق آمدهاست:
- «روز نوروز همان روزی است که خداوند در آن از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند و هیچ چیزی را شریک او ندانند و این که به پیامبران و اولیایش ایمان بیاورند و آن نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرده، و بادهای باردار کننده در آن وزیدهاست و گلها و شکوفههای زمین آفریده شدهاست. و آن روزیست که کشتی نوح(ع) به کوه جودی قرار گرفت. و آن روزی است که در آن قومی که از ترس مرگ از خانههای خود بیرون آمدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را بمیراند و سپس آنها را در این روز زنده کرد. و آن روزیست که جبرئیل بر پیامبر (ص) فرود آمد. و آن همان روزیست که ابراهیم(ع) بتهای قوم خود را شکست. و آن همان روزیست که پیغمبر خدا، امیرالمومنین علی(ع) را بر دوش خود سوار کرد تا بتهای قریش را از بالای خانه خدا به پائین انداخت و آنها را خرد کرد...

نوروز در دوران معاصر
نوروز به عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و هر ساله برگزار میشود. البته برگزاری جشن نوروز به صورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومتها برای مدت زمانی ممنوع بودهاست. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را بهگونهٔ پنهانی و یا در روستاها جشن میگرفتهاند.همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز میگذاشتند؛ بهطور مثال در تاجیکستان، مردم با اطلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی میکردند که آیینهای نوروز را بی مخالفت مقامات دولتی به جای آورندهمچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت میشناخت.آیینها
خانهتکانی
خانهتکانی یکی از آیینهای نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن میگیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز میشوند این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار میشودآتشافروزی /؟رسم افروختن آتش، از زمانهای کهن در مناطق نوروز متداول شده است. در ایران، جمهوری آذربایجان و بخشهایی از افغانستان، این رسم بهصورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبهسوری نام دارد. پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج استهمچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بامها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد در ایران) مرسوم استسفرههای نوروزی

پهن کردن سفرهٔ نوروزی در ایران آداب و رسوم خاصی دارد و روی سفره اجزای دیگری بهویژه آینه، شمع، و آب نیز حضور دارند. از دیگر اجزای سفرهٔ امروزی میشود از ماهی و تخم مرغ رنگشده یاد کرد.
در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه قرار میگیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجد چیدن سفرهای مشابه با استفاده از میوه خشک شده، در بین شیعیان پاکستان هم مرسوم استعلاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان، و سفره هفت میم در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است در جمهوری آذربایجان عدد هفت اهمیتی ندارد و بر روی سفرههای نوروزی خود، آجیل قرار میدهندغذاهای نوروزی
یکی از متداولترین غذاهایی که به مناسبت نوروز پخته میشود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه میشود. در بیشتر کشورهایی که نوروز را جشن میگیرند، این غذا طبخ میشود. در برخی از کشورها، پختن این غذا با آیینهای خاصی همراه است. زنان و دختران در مناطق مختلف ایران، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان سمنو را بهصورت دستهجمعی و گاه در طول شب میپزند و درهنگام پختن آن سرودهای مخصوصی میخوانند. برای نمونه در افغانستان در یکی از مشهورترین ترانهها، این بیت به تکرار خوانده میشود.
| سمنک در جوش ما کفچه زنیم | دیگران در خواب ما دف چه زنیم |
پختن غذاهای دیگر نیز در نوروز مرسوم است. بهطور مثال در بخشهایی از ایران؛ سبزی پلو با ماهی در شب عید، در افغانستان سبزی چلو با ماهی, در ترکمنستان؛ نوروزبامه در قزاقستان؛ اویقی آشار در بخارا؛ انواع سمبوسه[پخته میشود. بهطور کلی پختن غذاهای نوروزی در هر منطقهای که نوروز جشن گرفته میشود مرسوم است و هر منطقهای غذاها و شیرینیهای مخصوص به خود را دارد.
دید و بازدید
دید و بازدید عید یا عید دیدنی یکی از سنتهای نوروزی است که در بیشتر کشورهایی که آن را جشن میگیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در نوروز نیز رایج است.
مسابقات ورزشی
برگزاری مسابقات ورزشی عمومی در معابر شهری و روستایی، یکی دیگر از آیینهایی است که در برخی از کشورها به مناسبت نوروز برگزار میشود. در ترکمنستان، مردان و زنان ترکمن، بازیها و سرگرمیهای ویژهای از جمله سوارکاری، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی و شطرنج برگزار میکنند. برپایی جنگ خروس و شاخزنی قوچها از دیگر مراسمی است که در ترکمنستان برگزار میشوددر استانهای شمالی افغانستان نیز مسابقات بزکشی به مناسبتهای مختلف از جمله نوروز برگزار میشود.[طبیعتگردی
مردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکانهای طبیعی مانند پارکها، باغها، جنگلها و مناطق خارج از شهر میروند. این مراسم سیزدهبهدر نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه و گفتن دروغ سیزده است.مراسم سیزدهبهدر در مناطق غربی افغانستان ازجمله شهر هرات نیز برگزار میشود. با وجودی که روز سیزدهم فروردین در کشور افغانستان جزو تعطیلات رسمی نیست، اما مردم این مناطق برای گردش در طبیعت، عملاً کسب و کار خود را تعطیل میکنند. مردم این منطقه همچنین اولین چهارشنبه سال را نیز با گردش در طبیعت سپری میکنند.علاوه بر این، ساکنان کابل در افغانستان، در طول دو هفته اول سال برای گردش به همراه خانواده به مناطقی که در آنها گل ارغوان میروید، میروندیکی دیگر از آیینهای نوروز که در آسیای میانه و کشور تاجیکستان مرسوم است، مراسم گلگردانی و بلبلخوانی است. گل گردانها از دره و تپه و دامنهٔ کوهها، گل چیده و اهل دهستان خود را از پایان یافتن زمستان و فرا رسیدن عروس سال و آغاز کشت و کار بهاری و آمدن نوروز مژده میدهند.
نوروزخوانی
نوروز خوانی یا بهار خوانی یا نوروزی، گونهای از آواز خوانی است که در گذشته در ایران رواج داشتهاست. در حال حاضر رواج این گونه آواز خوانی بیشتر در استانهای مازندران و گیلان ست.در نوروز خوانی افرادی که به آنها نوروز خوان گفته میشود پیش از آغاز فصل بهار به صورت دورهگردی به شهرها و روستاهای مختلف میروند و اشعاری در مدح بهار یا با ذکر مفاهیم مذهبی به صورت بداهه یا از روی حافظه میخوانند. این اشعار اکثرأ به زبانهای طبری گیلکی میباشد. این اشعار بیشتر بصورت ترجیع بند بوده و توسط یک یا چند شخص همزمان خوانده میشود.[
موسیقی مذهبیبر اساس نوشتههای هرودوتمورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی میخواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی.
اما در دوران هخامنشی موسیقی نوع دیگری هم موجود بوده است. یکی از انواع دیگر، موسیقی رزمی با جنگی بوده است.
اما نوع دیگری از موسیقی بنام مجلسی نیز در آن روزگار مرسوم بوده است. موسیقی مجلسی یا همان بزمی از دیر باز در تمدن ایران وجود داشته است. آوازهای فراغت، سرودهای شادی و سرور، در جلسات بزم بکار میرفت و سازهای ویژه و شیوه اجرای خاص خود را داشت.
نیاکان ما در پرتو ورزشهای گوناگونی مانند سواری، تیراندازی، چوگان بازی، کشتی و پهلوانی و شطرنج، خود و فرزندانشان را به زیور این نشانه های نیکو می آراستند. ایرانیان باستان همواره به این نکته توجه داشته اند که ورزش وسیله ای است برای نیرومندی، و نیرومندی برای دستگیری از ضغیفان، نه برای زورگویی.
نیرومندی و تندرستی را از اهورامزدا میدانستند و برهمین آیین بود که هنگام زورآزمایی از اهورامزدا یاری می خواستند و این سنت باستانی تا به امروز در ورزش ایران و میان ورزشکاران ما جزء اصول و بایسته هاست. چون به زورخانه وارد می شوند سرفرود می آورند و ورزش را با نام خدای یکتا آغاز می کنند.
در اوستا بارها از خداوند، نیرومندی و تندرستی درخواست شده چنانکه در یشتها آمده و چنین ترجمه شده است:
"بشود که تو ای سروش مقدس زیبابالا، به چهارپایان ما نیرو و به بدنهای ما سلامتی بخشی تا بتوانیم دشمنان خود را کشف نماییم و بتوانیم هماوردان را رانده، دشمنان بداندیش کینه ورز را براندازیم."
• سواری، تیراندازی
ایرانیان همواره در سواری و تیراندازی شهرت جهانی داشته، چابک سواری و مهارت در تیراندازی آنان در نبردها بارها یادآوری شده است. تیری که از کمان آرش جست و مایه رستگاری و آزادی ایران بود. تیراندازی ارزنده ترین ورزشی بوده است که ایرانیان از کودکی به فرزندان خود می آموختند.
اسب از اجزاء سواناپذیر خانوادهء ایرانیان به شمار می رود. اسب در حماسه های ملی و در گروه قهرمانان داستانها، نام برده شده است. چنانکه شبدیز و رخش دو نمونه می باشند، که فردوسی آنان را در گروه قهرمانان داستان خود ( خسروپرویز و رستم ) با احترام و بزرگی نام برده است. اسب سواری از ورزشهای کهن ایران باستان بوده است. در تاریخ آمده است که، چون فرورتیش از آشور شکست خورد پسرش هووخشتر برای جبران شکست چاره را در پرورش آموزش سپاهیان چابک سوار می بیند و بدین منظور برای به سامان کردن قشون و آموزش هرچه بیشتر سوارکاران می پردازد.
باگسترش سرزمین های ماد، نیاز به آموزش اسب سواری، تیراندازی، شکار و سایر ورزشها، بیش از پیش احساس شد و در زمان هخامنشیان که ایران در سایهء بازوان توانای مردانی چابک ، سالم و ورزیده به آخرین درجه بزرگی رسید. آموزش نیرومندی چون سایر نهادها و پدیده های دیگر همگانی، گسترش یافت.
کودکان را از سن پنج سالگی به تمرین واداشتند و نخست به آنها تیراندازی را به حالت پیاده و اسب سواری را جداگانه می آموختند و بعد ازاینکه نوجوانان در سواری و تیراندازی مهارت می یافتند، تیراندازی سواره را با هم تمرین می کردند تا به صورت سوارکاران و تیراندازانی ورزیده و کارآموزده می شدند.
گزنفن در کورش نامه می نویسد: کودکان پارسی از خردسالگی کمان کشیدن و نیزه انداختن می آموزند و این ورزش تا 16و 17سالگی پایاست.
برای نشان دادن اهمیت آموزشهای بدنی و فنون آن کافی است به کتیبهء داریوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی در نقش رستم توجه شود که چگونه داریوش به خاطر ورزیدگی و مهارتش در سوارکاری ، تیراندازی و شکار برخود می بالد.
چنانکه در بند نهم سنگ نبشته گوید:" ورزیده هستم چه با هر دو دست و هر دو پا، هنگام سواری، خوب اسب می تازم، نیک کمان می کشم، به هنگام نیزه زنی چه پیاده و چه سواره خوب نیزه می زنم."
• چوگان
بازی چوگان از زیباترین ورزشهای ایران باستان است. ورزشی است شادی بخش و شورانگیز، آمورنده، که جسم و جان را نیرومند می سازد.
فن و آموزش آن، در چندین هزار سال پیش در ایران باستان رواج داشته،چنانکه فردوسی، با استفاده از کتابی که تاریخ نوشتن آن را دو هزار سال قبل از خودش می داند، پیدایش بازی گوی و چوگان را از دوران کیانیان می داند.
حماسه هایی دربارهء آموزش و قهرمانان این فن سروده که یکی از نمونه های آن، داستان صحنه چوگان بازی سیاوش با افراسیاب است.
در آثار نوشته شدهء دوران هخامنشی از چوگان و گوی نامی برده نشده و معلوم نیست این ورزش چگونه و با چه نامی به کار برده می شده است. و به نظر می رسد در آن زمان شکل ساده یی داشته، ولی از دوره اشکانیان رواج یافته است.
کودکان پیاده چوگان بازی می کردند و جوانان، سوار بر اسب در گوی زنی هنرنمایی می نمودند.
ورزش چوگان در زمان ساسانیان بیش از دوره های دیگر ایران باستان برقرار بوده، و تماشاچیان بسیار داشته است. در این دوره چوگان بازی دارای برنامه منظم و حساب شده ای بوده است. خسروپرویز روزهای هرماه را چهار بخش کرده که بهره ی نخستین ویژهء چوگان بازی بود و یکی از استادان ماهر در این فن شاهنشاه را بر رموز و هنرنمایی های این ورزش آشنا می ساخت.
فردوسی درباره سن شروع آموختن چوگان بازی در داستان شاپور دوم ساسانی چنین گوید:
به زودی به فرهنگ جایی رسید کز آموزگاران سر اندر کشید
چو هفده شد او رسم میدان نهاد هماورد و هم گوی و چوگان نهاد
در داستان بهرام گور، شاهنشاه ساسانی نیز آمده که آن شهریار دلیر در هیجده سالگی به پایه ای از فرهنگ و هنر رسیده بود که دیگر به موبدان برای فرهنگ، و به آموزگاران برای بازی چوگان و پرورش یوز و باز شکاری، نیازی نداشت.
این ورزش به خاطر آن که در پرورش جسم و تن و نیرومندی قوای ذهنی و تربیت روان، یکی از مفیدترین ورزشها به شمار می رفت، بیشتر مورد علاقه و توجه ایرانیان باستان بوده است.
• کشتی و پهلوانی
کشتی و پهلوانی دو پدیده نیرومندی است، یکی جسمی و دیگری معنوی.
گواینکه هر پهلوانی استاد کشتی است ولی هر استاد کشتی را نمی توان پهلوان دانست.چون لازمهء رسیدن به مقام پهلوانی انجام کارهای معنوی و اخلاقی است. کشتی یکی از ورزشهای بسیار کهن ایران است که گذشته آن، براساس نوشتارها و حماسه های ملی ما، به حدود شش هزار سال پیش از میلاد می رسد. چنانکه فردوسی حماسه سرای بزرگ، رستم، گیو، گودرز،... را از آن دوران می داند، که همگی قهرمانان کشتی و از پهلوانان و سرداران نامی ایران بوده اند.
گزاف گویی نیست اگر بگوییم که به ندرت پشت پهلوان سرداران ایران به خاک رسیده باشد. و این از یمن آموزش عالی فن کشتی و وجود استادان و پهلوانان ایران است که شاگردان را با دقیق ترین روشهای این فن می آموختند.
کشتی و زورآزمایی، نخستین و طبیعی ترین ورزشهای ایران باستان است که از کودکی در سر هر کوی و بازار انجام می شده است.کشتی گیران حرفه ای که خواهان رسیدن به درجه استادی و مقام پهلوانی بودند پس از آموختن آیین کشتی با رعایت اصول فنی، در برابر تماشاگران، کشتی می گرفتند. کشتی نوجوانان را استادان کشتی هر کوی آموزش می دادند و در میدان شهر که محل گردآمدن مردم بود و یا در زورخانه های محل، در نزد پهلوان شهر، فنون و آیین کشتی را به ایشان می آموختند.
آموزش کشتی گیران آزموده و کهنه کار را پهلوانان شهر به عهده داشتند که با آیین های ویژه در زمانهای مشخص زیر نظر ایشان انجام می شد تا به درجه کمال می رسیدند و آنگاه پس از آزمایشهای فنی و عملی استاد کشتی می شدند. از چگونگی دقیق آموزش کشتی، آیین نامه ها و کشتی ابزارهای ایران باستان سندهای زیادی در دست نیست. بنابرآنچه در نگارها، سنگ نگارشها و حماسه نامه ها به ویژه در شاهنامه دیده می شود، گویا کشتی گیران حرفه ای هنگام مبارزه کمربند می بستند که در میان آن حلقه ای وجود داشته، و در آغاز کشتی مبارزان کمر یکدیگر را می گرفتند. فردوسی چنین می گوید:
به کشتی گرفتن نهادند سر گرفتند هردو دوال کمر
پهلوانی:
در ایران باستان نام پهلوانی به کسی می گفتند که در بیشتر ورزشهای میدانی و جنگی کارآزموده باشد، و از فنون سواری، تیروکمان و نیزه، گرز و زوبین و به ویژه کشتی سرآمد باشد، و بتواند سپاه و کشور خود را در مبارزه با دشمنان پیروز و سرافراز کند. اینگونه یلان در زمان صلح، پهلوان کشور و در هنگام نبرد سرداران سپاه بودند، که هم نیرو و هم غرور ملی و میهن پرستی داشتند.
پهلوانان نامی سالی یکبار در نزد شاهنشاه برای گرفتن مقام پهلوانی اول کشور که جهان پهلوان نامیده می شد، کشتی می گرفتند و این نام یکی از درجه های عالی ارتش به شمار می رفت. چنانکه سام، زال، گیو، رستم، ... همگی جهان پهلوانان و فرماندهان سپاه ایران بوده اند.
پهلوانی در ایران باستان مکتبی است معنوی که جزء نیرومندی تن هدفهای والاتری را دربرداشته و بر پایه علمی و فلسفی قرار گرفته است. که کمال شناخت، خوی های اخلاقی، جوانمردی، میهن پرستی و دستگیری از درماندگان از موارد اصلی آن است.
• شطرنج
نمونه ای از ورزش فکر در ایران باستان، رواج بازی شطرنج است. به موجب آثاری که از کاوشهای باستان شناسی به دست آمده است، شطرنج در ایران باید سابقه ای کهن داشته باشد. چنانکه در زیر جام هخامنشی که از خرابه های حسنلو پیدا شده، نقشی از شطرنج دیده می شود. که در بخش زیرین کاسه، نقش مربع شطرنج مانندی که از یک طرف دارای 10 خانه و طرف دیگر 9 خانه است، وجود دارد.
شکی نیست که شطرنج در آغاز بگونه امروزی نبوده و مهره های آن نیز اشکال دیگری داشته و رفته رفته دگرگون شده و به شکل امروزی درآمده است.
یک گونه نقش نیز در بشقابهای گلی پیدا شده در سیلک کاشان، دیده شده است. آنچه مشخص است شطرنج یک ورزش فکر در دوره ساسانی به شمار می رفته و آن بازی شاهان، بزرگان و دانشمندان بوده است.
امروز شطرنج از ورزشهای فکری جهان می باشد که هزاران نفر دوره های آن را می گذرانند و قهرمانان بزرگی هرساله پا به عرصه شطرنج نوین می گذارند
کتیبهٔ کرتیر در کعبه زرتشت این کتیبه در ضلع شرقی دیوار کعبه زرتش. این کتیبه در زیر تحریر کتیبه شاپور یکم در کعبه زرتشت نگاشته شده است. در این قسمت کتیبهٔ شاپور در سطح بالاتری از دیوار کنده شده بوده و جای خالی برای کتیبهٔ کرتیر وجود داشتهاست. این کتیبه دارای ۱۹ سطر و شامل این مطالب است: کرتیر در ابتدا خود را معرفی میکند و سپس عناوین و القاب خود را در زمان پادشاهان گذشته میآورد. در زمان شاپور یکم عنوان هیربد داشتهاست. هرمز یکم عنوان موبد اورمزد یا موبداهورامزدا را همراه با کلاه و کمر که تشریف بزرگان بوده، بدو بخشیدهاست. همین عنوان را کرتیر در زمان بهرام یکم برادر هرمز یکم نیز داشتهاست. پس از آن که بهرام دوم پسر بهرام یکم به سلطنت رسید، بر عناوین کرتیر افزوده شد. آنگاه کرتیر به ذکر فعالیتهای دینی خود مانند مبارزه با ادیان دیگر مسیحیان و مانویان و یهودیان و غیره و تأسیس آتشکدهها و تخصیص موقوفات برای آنها میپردازد. هم چنین از اصلاح موبد انی که به نظر او دچار انحراف بودهاند سخن به میان میآورد فهرست ایالاتی را که در زمان شاپور یکم به تصرف ایران درآمده بود ذکر میکند و سرانجام کتیبه با دعا پایان میپذیرد
به نظر میرسد شهری در شمال خراسان که اشکانیان از آن برخاسته اند، یعنی آستاونه همان آشخانه باشد. چون یونانیان “ش” را “س” تلفظ مینموده اند. و اگر “ت” در مابعد حرف “س” مبدل به هم به شمار بیاوریم و در نظر بگیریم وانه همان خانه است؛ به یکی بودن آشخانه با شهر کهن آستاوانه میرسیم. به نظر میرسد شهر هشت محله داشته است و از این رو “اشت- وانه” (آستاوانه) نامیده شده بوده است. در این منطقه نامهای شهر قاضی و کشانک را می توان از ریشه کاس (کاش، انگور و آب انگور) و نام منطقه آنجا یعنی سملقان را از ریشه کُردی به معنی علفزار گرفت. نام روستای عشق آباد این منطقه را نظر به نام عشق آباد (چال طرخان) در سمت ری و وجود قناتهای(کهریزکهای) این مناطق ، به معنی محل قنات و سفره آبی گرفت (از ریشه آو-شی-اک).
در سمت آشخانه، روستا و ساختمانی باستانی-که آتشکده پنداشته شده است- به نام اسپاخو (از ریشه سپا-کو، به معنی محل سپاهیان) وجود دارد که تاریخ آن را به دوره اشکانی یا ساسانی می رسانند. انتساب تاریخ بنا به دوره ساسانی درست تر به نظر میرسد. در این صورت برای حفظ مرزهای شمالی خراسان در مقابل صحرانشینان بنا شده بوده است. دژ اصلی این نواحی خود شهر بجنورد (بیج- ین- ورت= حصار گرداگرد اصلی) بوده است.
بنای باستانی اسپاخو
نام و نشان تاریخی شهر اسفراین
در خراسان شمالی نام مرموز شهر کهن اسفراین نیز جای بررسی دارد. به نظر نگارنده نامهای کهن این شهر یعنی اسفراین (در هیئت سپَ- رَیین= شکست دهنده ذلت و خواری) و مهرگان (محل مهر و شادی) در کنار هم مفهومی از شادابی و نشاط در این منطقه نسبتاً سر سبز خراسان ارائه می نمایند. مهرگان (شهر نشاط و مهر) همچنین نامی بر شهرکی بوده که به فاصله دو روز راه از اسفراین قرار داشته است و این مطابق قصبهً انوشیروان (روان جاویدان) در سمت شمال شرقی آن است. نامهای ویرانه شهر بلقیس (بِل-خوئیش) و فقت دژ (پا-گات- دژ) را در حوالی اسفراین و روستای نوشیروان به ترتیب می توان به معانی شهر خوشی (= اسفراین) و دژ محل پاسداری گرفت. در دایرة المعارف بزرگ اسلامی دبا در باره تاریخچه و نام و نشان این شهر و شهرکی در جوار آن چنین اطلاعاتی به دست داده شده است: “نام این شهر به صورتهای سبراین حدود العالم، ۰، ۹، سفراین تاریخ سیستان، ۵۱، اسپراین بیهقى، ۱۴، اسپرایین برهان قاطع، ۱۸ و اسفرائین ثعالبى، یتیمه…، ۳۷؛ یاقوت، ۴۶؛ قزوینى، ۹۵ نیز آمده است.
از گذشته دیرینه این شهر آگاهیهای روشنى در دست نیست و معلوم نیست که پیش از دوران ساسانى نیز آباد بوده است یا نه؟ همین قدر مىتوان گفت که به هنگام ورود مسلمانان به خراسان، شهری قدیم بوده است. اسفراین در ۰ یا ۱ق به دست عبدالله بن عامر گشوده شد و کهنترین سند پس از اسلام که از اسفراین یاد کرده، کتاب فتوح البلدان است بلاذری، ۰۳-۰۴، نیز نک: قدامه، ۰۱؛ ابن اثیر، /۲۴- ۲۵، ولى از تخریب اسفراین به هنگام فتح آن گزارشى در مآخذ و منابع اسلامى دیده نشده است.
جغرافى نگاران و مورخان دوره اسلامى اسفراین را سرحد میان نیشابور و گرگان دانسته، و آن را از بلاد نیشابور نوشتهاند. راه سراسری نیشابور به گرگان از دشتى مىگذشت که اسفراین در وسط آن بود اصطخری، ۱۷؛ ابن رسته، ۷۱؛ مقدسى، ۱۸؛ ابن حوقل، ۲۸، ۵۳، ۵۶؛ ادریسى، ۹۰٫
جغرافیا نگاران قدیمى از جایى به نام مهرجان نام بردهاند، اما برخى از آنان اسفراین و مهرجان را یک محل، و مهرجان را لقب اسفراین دانسته بیرونى، ۷۰، و نوشتهاند که قباد ساسانى اسفراین را به سبب آب و هوای خوش آن مهرجان- مهرگان نامید، سمعانى ۱۴؛ ابوالفدا، ۴۹ و برخى دیگر به خصوص جغرافیانویسانى همچون اصطخری ص ۸۴، ابن حوقل ۵۶، مقدسى ص ۵۲ که از فواصل شهرهای خراسان یاد کردهاند، اسفراین و مهرجان را دو محل جدا از هم دانسته، و فاصله آن دو را دو روز راه نوشتهاند. ادریسى علاوه بر آنکه اسفراین را به وفور نعمت و مردمش را به نیکى ستوده، مهرجان را جداگانه وصف کرده است که شهری آباد، دارای میدانها و بازارها بوده است ص ۹۰، ۹۲، ولى یاقوت حموی مهرجان را نام قدیم اسفراین دانسته که بعدها این نام به دهکدهای در کنار شهر اسفراین داده شده است. به گفته وی ناحیه اسفراین ۵۱ قریه را شامل مىشده است ۴۶-۴۷، ۹۸ – ۹۹٫
به نوشته مؤلف ناشناخته حدود العالم، اسفراین «شهری آبادان و با نعمت» بوده است ص ۹٫ یکى از علویان زیدی طبرستان به نام حسن ابن حمزه که شاعری توانا بود، در سده ق در سفری به قصد آستان بوسى امام هشتم از منازل میان راه از جمله اسفراین در قصیدهای عربى یاد کرده است ابن اسفندیار، ۰۲- ۰۵٫
زکریای قزوینى مردم اسفراین را اهل خیر و صلاح دانسته است ص ۹۵٫ حمدالله مستوفى اسفراین را شهری متوسط دانسته، و از کاسه بزرگى با محیطى برابر ۲ «گز خیاطى» که از روی ساخته شده، و در مسجد شهر قرار داشته، سخن گفته است. به نوشته وی در شمال اسفراین قلعه محکمى بوده که آن را «دز صعلوک» (محل جنگجویان و عیاران) مىخواندند. هوای اسفراین معتدل و آب آن از رودخانه است، اما توابعش دارای قنوات بودهاندص۴۹٫ زینالعابدینشیروانىاسفراین را قصبهای دلنشین، با آبى «معتدل» و هوایى «بهجت قرین» دانسته که «میوه سردسیرش ممتاز و گردکانش بامتیاز» بوده است ص ۴۷٫” (قدرتالله روشنىزعفرانلو).
در خراسان شمالی نامهای دیگری است که تعیین معنی شکل ظاهر آنها مشکل می نماید. معانی محمتل آنها از این قرار است: فاروج (واقع در بالای اوج و بلندی؛ لابد محلات موجی تپه و تپه کل آن)، سنخواست (بنشن خوست= محل حبوبات از نوع بنشن)، لوجلی (لوچلی= به ترکی محل خاک رس کشاورزی) و سرانجام شوقان که مسلم به نظر میرسد به معنی محل منسوب به شکاف[=شغ، علی القاعده صورتی از همان شَو] کوه باشد چه در باب آن معصومه بادنج می آورد: “ظاهراً نخستین بار نام شوقان در ۶۵۸ ، در تاریخ جهانگشای جوینی (ج۳، ص۲۶۲)، آمده است. علامه قزوینی، مصحح کتاب، ضبط یاد شده و صورتهای دیگر آن، مانند بنفاق، بیلقان، شعبان، و باسقاق، را همان شوقان دانسته است (همان، ج۳، حواشی، ص۴۲۷). در نزهةالقلوب (ص۱۵۰، پانویس۳) این نام به صورتهای شقان و شعان و سفان و شتان، ضبط شده است. در قرن هشتم، حمداللّه مستوفی آن را شهری متوسط از اقلیم چهارم، دارای بیست دیه و هر نوع محصول دانسته (ص۱۵۰)، همچنین از کوهی به نام شقان، با شکافی که از آن به میزان دو آسیابگردان آب خارج میشده، یاد کرده است (همان، ص۱۹۷). در جریان قیام سربداران (۷۳۷ـ۷۸۸)، قلعه شقان در ۷۶۶ به دست پهلوان حسن دامغانی (حک: ۷۶۲ـ۷۶۶)، از امرای سربداری، تصرف شد (دولتشاه سمرقندی، ص۲۸۶). در قرن نهم، شقان قصبه ولایت شقان و جوربد محسوب میشد (حافظ ابرو، ج۲، ص۸۳) و درویشانی مانند شیخ سعدالدین شقانی رواسی و برادر وی، شیخ جمالالدین یوسف شقانی رواسی، در آنجا حضور داشتند (رجوع کنید به ابن کربلائی، ج۲، ص۲۴۱).”
تاق کسری
طاق کسری یا تاق خسرو (ایوان مدائن)، در شهر مدائن و در 35 کیلومتری جنوب بغداد در استان دیاله قرار گرفته است
• نابودگران تاریخی طاق کسری
خوشبختانه توده مردم عراق با توجه به ریشههای مشترک تاریخی با ایران، هیچگاه درصدد نابودی آثار ایرانی کشور خود نبوده و نیستند. مشکل اصلی در این زمینه، حکومتهای نژادپرست و خودکامه و افراد متعصبی هستند که با ایران و ایرانی دشمنی و کینه تاریخی دارند؛ دشمنی و کینهای که باید از لحاظ جامعه شناسی، درباره آن کنکاش تاریخی صورت گیرد.
هارون الرشید، خلیفه عباسی کوشید طاق کسری را کاملا ویران کند، ولی در انجام هدف خود ناکام ماند.
• صدام و تلاش برای نابودی کاخ خسروانی
تاق خسرو تا اواخر حکومت رژیم بعث عراق، به عنوان یکی از مهمترین تفریحگاههای اعراب شناخته میشد، اما رژیم بعث که تاب این استقبال را نداشت، اقدام به تخریب بیشتر این مکان کرد.
نخست به دستور صدام، موزه ای از عکس های وی به شیوه ای مدرن نزدیک این مجموعه تاریخی ساخته شد که هدف از آن، تغییر مکان تجمع مردم از ایوان مدائن به آن مکان بود. اما این موزه نتوانست جایگاه باارزش ایوان مدائن را نزد مردم تغییر دهد؛ از این رو صدام دستور تخریب برخی مکانها و دیوارهای باستانی این مجموعه را صادر کرد.
این جنایتکار نژادپرست حتی در نوشتههای سنگی قدیمی مجموعه نیز دست برد و به عمد، اسم خود را وارد آنها کرد تا با خدشه دار کردن این مجموعه تاریخی، مردم را از تجمع در آن باز دارد. این عمل وی سبب شد تا یونسکو، با ارسال نامه ای از این اقدام دولت عراق شکایت کرده و پس از آن، طاق کسری و ایوان مدائن را از فهرست آثار ثبت شده یونسکو حذف کند.
پس از مدتی، رژیم بعث، سفر به این مکان را ممنوع اعلام کرد و با گذشت یک سال از منع سفر به آن، صد و هفتاد نفر از متخلفان را به جرم رفتن به این مکان، اعدام کرد. پس از این واقعه، این مکان متروک باقی ماند و هیچ اعتنایی به آن نشد و روز به روز بر فرسودگی و خرابیهای آن افزوده شد
کتاب زرتشتیان، اوستا، شامل پنج پخش گاتاها، یشتها، یسنا، وندیداد و ویسپرد است که در آغاز “زامیادیشت” یکی از فصلهای یشتها، توصیفی از کوههای جهان آمده و پس از آن گزارشی است درباره “فرکیانی” که از هر یک از شاهان ایرانی به شاهی دیگر میرسید.......
- فر:
در اوستا از دو “فر” یاد شده است: فر کیانی و فر ایرانی.
فر یا فره ایزدی یکی از کهنترین و پرآوازهترین بنمایههای فرهنگی و باور شناختی در ایران باستان و در جهانبینی زرتشتی است. همچنین فرّه ایزدی یکی از ارکان مهم آیین پادشاهی است و لازمه قدرت و فرمانروایی.
فرّه در اوستایی “خورنه” در پارسی باستان “فرنه”، در پهلوی “خورّه” یا “خره” و در پارسی دری در ساختهای “فره” و “فر” آمده است. درباره فر آنچه میتوان گفت این است که فر در باورشناسی کهن ایران، فروغ یا نیرویی مینوی و ایزدی است که هرکس از آن برخوردار گردد، به سروری و نیکبختی دست خواهد یافت. فر رابطه جهان انسان و جهان خدایان را مینمایاند. فر در شاهنامه و متون اساطیری، گرچه مظاهری مختلف دارد ولی صفتی تغییرناپذیر در آن وجود دارد که میتوان آن را پدیدهای خدایی دانست که گاهی به صورت نور از چهره پادشاهان و موبدان و پهلوانان میتابد. به باور ایرانیان، هر شهریار تا زمانی که فره ایزدی با اوست، در کامگاری و شکوه میتواند فرمان براند. اما اگر فره از شهریار بگسلد، هم او به ننگ و نفرین گرفتار خواهد آمد و هم ایرانشهر به آشوب و ایرانی دچار میشود. در نوشتههای پهلوی به مضمون “چهر از یزدان” بر میخوریم. ترجمه و تعبیر آن این است که پیکر و فر پادشاه بازتاب ایزدان است. بربنیاد باورهای کهن، تنها پارسایان و پاکان میتوانستهاند از فر برخوردار گردند و به فرخی و فرهمندی راه جویند. فر همواره از ناپاکان و دیوخویان میگریخته است. شیخ شهابالدین سهروردی “فر” یا همان “فرزانگی فروغ” را پرتوی از گوهر خداوندی دانسته که بر هر کس بتابد اورا به سروری و والایی میرساند. دراساطیرایرانی، شاهانی همچون کیومرث، هوشنگ، تهمورث، جمشید، فریدون، کیکاووس، کیخسرو، منوچهر، اردشیربابکان و …و پهلوانانی همچونگرشاسب، آرش، سام، زال، رستم و اسفندیار دارای فر ایزدی بودهاند و به همین جهت کارشان رونق فراوان داشت. موضوع جالب این است که در اساطیر فرهنگهای دیگر هم، از جمله یونان، فر و فرهمندی دیده میشود. باید دانست که وجود و حضور فر نه تنها منشا تغییرات عمده در هستی افراد میشود، بلکه موجب دگرگون شدن عملکرد مرگ و حتی نجات از مرگ هم میشود (اشاره به رویین تنی پهلوانان). فر و خورشید با هم بیارتباط نیستند. از دید ریشه شناسی لغت هم میان خورنه یا خوره یا هور یا خور(خورشید) پیوند وجود دارد. همچنین فر دارای تابش بوده است. فر را شاید همانند هالهای نورانی بتوان تصور کرد که چهره و پیکر کسی را در بر میگیرد.
۲- کوه:
ارزشهای رمزی و نمادین کوه بسیارند. کوه، مرتفع ترین نقطه زمین و نقطه تلاقی آسمان و زمین است. کوه در مرکز عالم واقع است. در سراسر جهان باستان، کوههای مقدس بسیاری وجود داشتند که جایگاه خدایان بود و پیوند میان آسمان و زمین به شمار میآمدند. کوه به عنوان نمادی محوری و مرکزی به معنی گذر از یک مرحله به مرحله دیگر و همنشینی با ایزدان مطرح میشود. همینطور به معنای حفاظتگاه و منزل ایزدان نیز هست. کوه، نقش قلهی بهشت را هم میپذیرد. کوه برای آدمی مفهوم “بلندی” دارد. به زعم میرچاالیاده، بلندی مقولهای است که فینفسه دسترسی بدان وجود ندارد و متعلق به قوا و موجودات برتر از انسان است. تا جایی که بلندی معابد از همین مفهوم نقش میپذیرند. آنکه با آداب و تشریفاتی خاص از پلههای معبدی بالا میرود، دیگر یک انسان معمولی نیست. یکی از موضوعاتی که بر روی سفالینههای باقیمانده از دوران باستان نقاشی شده، مربوط به شکلهایی است که کوه را تداعی میکنند. بنابراین کوه از دیرباز یک اندیشه مهم در تفکر بشر قلمداد میشده است. زیارت کوه مقدس نماد آرزو، دوری از هوسهای دنیوی، دستیابی به قلمروهای عالی و صعود از جزئی و محدود به کلی و نامحدود است. کوه یک معبد طبیعی و شاید اولین معبد انسان باشد. بعدها هم معابد بر بالای کوهها یا شبیه به کوهها ساخته شدند. کوه یکی از دوازده زینت بر روی جامههای امپراتوران چین بود. و همچنین مکان عزلت راهبان چینی به شمار میرفت. همچنین در اسطوره تائویی، کوه نشانه جزایر خوشبختی، جایگاه جاودانها یا تپههای طول عمر، یعنی محلی که قارچ مقدس در آنجا میروید، قلمداد میشود.
کوههای اساطیری و مقدس:
کوهها در ادیان و باورهای گوناگون نقش مهمی داشتهاند: پیامبر اسلام در بالای کوه حرا و در غار حرا جبرائیل را دید و پبام الهی را شنید. موسی ده فرمان خداوند را در کوه سینا دریافت کرد. اهورامزدا در بالای کوه با زرتشت گفتگو کرد. زئوس خدای خدایان یونانی و فرمانروای آسمانها برفراز کوه از مادر زاده شد. کشتی نوح بر فراز کوه آرارات جای گرفت. در زیر، اشارهای کوتاه داریم به نقش کوه در فرهنگهای مختلف.
یونان:
به طوری که معلوم است در اساطیر یونانی کوه جایگاه کشف و شهود بوده است.
در اساطیر یونان کوه در خلقت بشر موثر بوده، بدین گونه که “پرومتئوس” بنا بر دستور زئوس در محلی موسوم به “پانوپئوس” واقع در چند کیلومتری شمال شرقی کوه دلفی (زیارتگاه آپولون) از خاک رس گل آدم را سرشت و آن را شکل داد و زئوس بدان حیات بخشید. در یونان بلندترین کوه، المپ (olympus) واقع در میان مقدونیه و تسالی بود. زیارتگاه زئوس، خدای خدایان در این کوه بود و اجتماع خدایان نیز در المپ صورت میگرفت.
ایران:
کوه “اوشیدرنه” در کنار دریاچه کیانسه جایگاه وحی اهورامزدا به زردشت است.
بر حسب معتقدات ایرانیان، کوه مقدس البرز در میانه زمین واقع و به آسمان پیوسته است.
از دوران ساسانی کوه سبلان محل الهام غیبی زردشت تلقی شد. الوند، بیستون، کوه رحمت در تخت جمشید و … از کوههای مقدس ایران به شمار می روند. تخت سلیمان در ایران جایگاه حضرت سلیمان شمرده میشد.
هند:
بر حسب معتقدات هندوان، کوهستان meru در مرکز جهان قد بر افراشته است و بر فرازش ستاره قطبی میدرخشد.
ژاپن:
فوجی یاما مقدسترین کوه ژاپن به شمار میرفت.
مکزیک:
اقوام آزتک برای خدایان خود بر بالای کوه قربانی میدادند و نام دو کوه “ایکستاسیمان” و “سبتاپتل” در مکزیک برگرفته از کهنترین اسطورههای آزتکی است، نام کوه اول به معنای “زن خوابیده” و نام کوه دوم “کوه ستاره” است.
سریلانکا:
در سری لانکا، کوه آدم جایگاه فرود حضرت آدم از بهشت است.
اسلام:
در مجمعالتواریخ و القصص و ماخذهای دیگر آمده است که سنگهای خانه کعبه را فرشتگان از پنج کوه مقدس و حجرالاسود را از بهشت آوردهاند. از آن پنج کوه نام طور سینا، طور زیتا (زیتون)، کوه جودی و کوه حرا مشخصا ذکر شده است. این کوهها از آن جهت مقدس شمرده شدهاند که نظر کرده خداوند بودند و پای پیغمبران به آنها رسیده بود: موسی و طور سینا، نوح و کوه جودی، عیسی و کوه زیتا، محمد و کوه حرا.
یهودیت:
کوه سینا جایگاه وحی بود.
مسیحیت:
برای مسیحیان، جلجتا در مرکز عالم قرار داشت و در عین حال، قله کوه کیهانی و جایگاه آفرینش آدم و مدفن وی بود.
کشتی نوح:
کوه جودی که طبق روایات، کشتی حضرت نوح بعد از پایان بارندگی بر روی آن قرار گرفت و زندگی جدید جانوران از آنجا آغاز شد. همچنین انسانها برای نامیدن برخی کوهها از واژههای مقدس استفاده کردهاند. در هیمالایا چند کوه مشهور دارای نامهای مقدس هستند. معنای “آناپورنا” نخستین۸۰۰۰متری صعود شده توسط انسان، “الههی پربرکت” است. “گوساینتان” سیزدهمین ۸۰۰۰متری، به معنای “خانهیمقدس است”. پرفرازترین کوه جهان، “شومولونگما”(اورست) یعنی “الههی مادر برفها”. در بین ۸۰۰۰متریها الههی دیگری نیز وجود دارد؛ “الههی فیروزهای” یا همان کوه “چواویو”. در قارهی آسیا و در نزدیکی اولانباتور، پایتخت مغولستان کوهی وجود دارد که مغولها آن را “بوگدوال” نام گذاردهاند، به معنی ”کوه خدا”.
بناهای کوه مانند: معماری بناهای کوه مانند، از این اعتقاد ناشی میشده است که آدمیان قله کوه را نزدیکترین مکان به آسمان میدانستهاند و سعی میکردهاند که مسکنهای خود را بر بلندترین نقطه کوه کیهانی بسازند، تا رسیدن به آسمان شدنی باشد. در واقع زیگوراتها، اهرام، مقابر و بناهای برجی شکل، گنبدها و معابد چندین طبقه بلند، در همه جا نمادی از کوه و آسمان بودند. این موضوع در سرزمینهایی که به طور طبیعی فاقد کوه بودند بیشتر مشهود است، همانند: بینالنهرین، مصرسفلی، جنگلهای مکزیک و پرو. سومریان و بابلیان چون کوه مهمی نداشتند، زیگوراتها و عبادتگاههای خود را کوهآسا میساختند و با این کار وجود کوه را تداعی میکردند. اصولا واژه سومری زیگورات به معنای کوه است. این شیوه معماری مذهبی نه تنها در آسیای غربی،که در جوامع اینکا در آمریکای مرکزی و جنوبی و در سایر نقاط دنیا هم رواج اشت. رسیدن از زمین به آسمان پس از مرگ شاید دلیلی باشد که باعث شده شاهان هخامنشی در دل کوه (به عنوان واسطهای میان زمین و آسمان) دفن شوند. همینطور است بسیاری از مقابر برجگونه که نمونهاشان در ایران کم نیست (همچون برج مقبرهای قابوس) و به عنوان راه ارتباطی میان زمین و آسمان و گذر روح متوفی از این راه، ساخته شدهاند. عروج به کوهها و فضاهای مرتفع انسان (زنده و مرده) را از زمین دور کرده و به آسمان نزدیک میکند و در واقع او را متعالیتر میکند. اگر فراعنه مصر در اهرام دفن شدهاند،ن شان از این موضوع است که از طریق بنای هرم، روح (کا) فرعون به آسمان میرسد و جاودانه میشود.
۳- مرکز دنیا:
مرکز عالم، نقطهای است که محور عالم از آن میگذرد و بدین ترتیب جایی آکنده از قداست است. اعتقاد به مرکز و ناف دنیا و همچنین محور جهان، یک باور قدیمی است که برای مردم باستان بسیار با ارزش تلقی میشد. مرکز نقطهای است که همه چیز گرد آن میگردد. همچنین نماد بهشت و فضای مقدس را هم میپذیرد. در اسطورههای ایرانی اورمزد، نخستین گاو و نخستین انسان را در میان جهان (ایرانویچ) میآفریند. مرکز جهان در باور آدمی، گاهی جایی بوده است که در انقلاب تابستانی، نور خورشید در آنجا عمود بر سطح زمین بتابد. و گاهی با کوه در ارتباط است. از طرف دیگر، انسان سنتی که به دنبال زندگی در نزدیکترین حد ممکن به مرکز جهان بوده است،ع لاوه بر اینکه معتقد بوده است کشورش، شهرش و معبد داخل آن واقعا در مرکز جهان قرار گرفته است، میخواسته که خانهاش نیز به عنوان مرکز جهان قلمداد شود. یعنی دوست داشته که جهان از خانه او آغاز شود و گسترش یابد. اگر بخواهیم مفهوم مرکز را در عناصر طبیعت بشماریم، میتوانیم به قلب در انسان، خورشید در جهان، طلا میان فلزات، جواهر میان سنگها، نیلوفر در بین گیاهان ،شیر میان حیوانات، شاهین یا عقاب در پرندگان، دلفین میان ماهیها، انسان میان مخلوقات، اجاق در خانه، محراب در معبد و … اشاره کنیم. نمادهای مرکز نیز عبارتند از: ستون، درخت کیهانی، کوه مقدس، قلب، چشمه یا چاه حیات، هرم یا هر فضای مقدس دیگر، نقطه مرکزی صلیب و …
۴- نماد شاه:
شاه نماد دسترسی به تعالی در جهان ناسوتی است.
شاه در دنیای باستان با ایزد آفریننده و خورشید برابر است. شاه همانا خدای جهان و نماینده خورشید در زمین است. در اسلام، ملک یکی از اسماءالله است. بر طبق اعتقادات آفریقاییها، شاه به معنای صاحب تمام زندگی بشری و کیهانی است. شخصیت شاه چنان مهم بود که تمامی تغییراتی که روی تخت شاهی رخ میداد، مفهومی کیهانی داشت. سلطنت یک شاه بد یا یک شاه خوب در باروری و حاصلخیزی زمین، گیاهان و جانوران اثر بد یا خوب داشت. شاه نمیبایستی ناقص باشد. هرگونه نقص جسمانی شاه را از سلطنت برکنار میکرد. ضغف و پیری شاه، عدم لیاقت او برای پادشاهی بود. تاج، تخت و عصای سلطنتی از نشانههای قدرت شاه به شمار میروند.
۵- نماد خورشید:
خورشید علاوه بر همه نمادهایی که میپذیرد، سمبل قلب کیهان، تجلی خدا، فر، شکوه،ع دل و سلطنت هم هست. توجه به خورشید در اساطیر و افسانههای مردم باستان، رشد بسیاری داشت.
از همینرو تقریبا در تمامی نقاط جهان خورشید در زمینههای گوناگون تفکر بشر نقشی اساسی را میپذیرد. نماد و نقش خورشید را از نقوش سفالینهها گرفته تا ظروف و همچنین در نقاشیها در همه ادوار تاریخی میتوان تشخیص داد. خورشید به واسطه نور، عظمت و فایده، همیشه در نزد اقوام مختلف و به ویژه در زمانی که بشر به کشاورزی روی میآورد، مورد احترام و تقدس بوده است. خورشید هم نماد زندگی است و هم نماد مرگ و هم نماد تجدید حیات پس از مرگ
عکسهایی از ایران باستان (٢۱) تمدن پارس (۱٠) کورش کبیر (٦) زن در ایران باستان (٥) تاریخ ایران (٥) پرچم (٥) هخامنشیان (٥) دادگستری در ایران باستان (٥) داستانهای حکمت ا موز از ایران قدیم (٥) امپراتوری ساسانی (٥) تاریخ اشکانیان یا پارت ها (٤) زرتشت و اموزه هایش (٤) جایگاه زن در ایران باستان (٤) هنر در تاریخ هخامنشی (٤) دولت و سرزمین ماد (٤) جنبشهای دیگر ایرانیان (٤) اولین پرچم ایرانیان (٤) زبان ترکی یا آذری (٤) چهارشنبه سوری (٤) باخت ایران فقط در گلستان و ترکمنچای نبود (۳) نذر و نیاز در دین زرتشت و ایران باستان (۳) چگونگی حمله اعراب به ایران (۳) ارتش اشکانی (۳) دین در زمان هخامنشیان (۳) معنای پاسارگاد چیست (۳) تخت جمشید انجمن قانون گذاری جهان باستان (۳) عید بنی اسرائیلی یوریم و سیزده بدر ایرانیان (۳) عجایب هفت گانه (۳) درفش کاویانی (۳) نماد فروهر (۳) کتاب سوزی (۳) ظهور کورش از منظر یهود (۳) لیست نامهای پارسی دختران (۳) نوروز در ایران باستان (۳) زن در ایین زرتشت (٢) تاریخ ایران زمیناز دورترین دوران (٢) منشور حقوق بشر کورش کبیر (٢) بزرگ زنان ایران باستان (٢) بابک خرمدین (٢) اریو برزن شهر غزه (٢) عید نوروز (٢) هفت سین (٢) سیزده بدر (٢) زنان در ایران باستان (٢) مقام زن در ایران باستان (٢) خشایار شاه در اتن (٢) اناهیتا و میترا در زمان اشکانیان (٢) کتیبه بیستون (٢) اهورا مزدا کسیت (٢) پیشینه خلیج فارس (٢) نحوه رمز گشایی خط میخی (٢) نام های سرزمین ایران (٢) نو اوری های ایرانی در پوشاک (٢) همه چیز در مورد نشان فروهر (٢) تخت جمشید بر اساس اصول ریاضی (٢) اموزش لهجه ها (٢) خاستگاه ایرانی دانشگاه (٢) دو قرن سکوت (٢) دانش پزشکی در ایران باستان (٢) ارتش در ایران باستان (٢) معماران تخت جمشید (٢) انچه اگر ایرانی هستید باید بدانید (٢) عهدنامه ترکمانچای (٢) وازگان پارسی باستان حرف ا (٢) شاخههایی از قوم ایرانی (مانند کاسپیها وایلامیان) (٢) سلوکیان 300 سال قبل از میلاد (٢) اشکانیان (پارتها) 200 سال قبل از میلاد تا 200 سال (٢) ساسانیان بعـد از میلاد مسیح ( تولد مسیح ) (٢) کلمات وارد شده از زبان ترکی آذربایجان (٢) تمدن ایلام (٢) شیون در ایران باستان (٢) آیینهای نوروزی (٢) جنه در هندوستان و ایران باستان (٢) عکسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس (٢) پیشینه و تاریخ مازندران (٢) آداب و رسوم مازندرانی (٢) ارتباط میان فر و کوه در ایران باستان (٢) آشنایی با رقص آذری (٢) دادوستدزبان فارسی بادیگر زبانها (٢) منجی در دین زرتشت (٢) بانکهاى شاهنشاهى مبادلهى پول را با سندهاى نوشتا (۱) برخى از نامهاى ایرانى به کشورهاى دیگر نیز راهیاف (۱) نادرست خوانی نام حقیقی این کوه (۱) هنوز مردمانی در ایران به زبان پهلوی حرف میزنند (۱) بسیاری از نقاط جغرافیایی در جهان نام هایی فارسی دا (۱) واژه ی گل سرخ را از زبان فارسی گرفته اند (۱) تاق کسری یا تاق خسرو (۱) استاونه باستانی (۱) کتیبه ٔ کعبه ٔ زردشت (۱) ورزش در دوره هخامنشی (۱) موسیقی در دوره هخامنشی (۱) نوروز کهنترین جشنهای به جا مانده از دوران باستا (۱) همه چیز در مورد نوروز باستانی (۱) اصل و منشاً مازندرانیها و معنی نام مازندران (۱) تاریخ باستان آذربایجان (۱) ورود اعراب به آذربایجان (۱) ورود قبایل ترک به آذربایجان (۱) اصفهان در دوره پیش از اسلام (۱) نیاکان باستانی کردها و لرها و ترک های آذربایجان (۱) جشن نام گذاری نوزاد (۱) امارات استان جلفاوه سابق ایران (۱) اسباب بازیهای دوران باستان (۱) نماد ایران نقوش گیاهی (۱) گویشهای کردی (۱) کهـنـترین ظرفی که در ایران یافت (۱) ملکه تمیریس (تومیریس) (۱) مازندران و تاریخ (۱) شناسایی نخستین نیایشگاه دوره ساسانی در مازندران (۱) داریوش بزرگ پدر ناسیونالیسم ایرانی (۱) نشان قدیمی ایرانیان پیامی آسمانی (۱) سخنان زیبا از کوروش کبیر در قالب اس ام اس (۱) کشف شهر باستانی هخامنشی در استان ماردین ترکیه (۱) زبان فارسی پربار است (۱) در ترکی بیست پسوند از فارسی برگرفته شده است (۱) برابرهای پارسی واژگان مغولی (۱) در رابطه با واژه "پارس/پارسی (۱) دانشنامه جهانی بریتنیکا (سال 2006) مینویسد (۱) چند واژه متعلق به هر سه زبان پارسی باستان و میانه (۱) واژه فهلویات چند معنی مختلف (۱) پهلوی اشکانی یا همان پارثی (۱) زبان فارسی از اسم و صفت و ضمیر مشترک و پیشوند و غ (۱) علمی بودن زبان فارسی (۱) گوثه، در رابطه با زبان پارسی میگوید (۱) مازَندَران (سرزمین زن یا الهه بزرگ) (۱) پادشاهی داریوش بزرگ (۱) وقایعی که داریوش بزرگ برای رسیدن به قدرت انجام داد (۱) ۱ایزد زرتشتی یا بهرام (۱) ۴موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشی (۱) سیاست مذهبی هخامنشیان در سرزمینهای تسخیر شده (۱) مذهب هخامنشیان (۱) ظهور دولت ایلام (۱) آریائیان، مردمانی از نژاد هند و اروپایی بودند (۱) مادها قومی ایرانی بودند از تبار آریایی (۱) هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان (۱) حسابداری و حسابرسی در ایران باستان (۱) تشکیلات مالی ایرانیها (۱) داریوش و امور دیوانی (۱) سیستم حقوق و دستمزد (۱) سازمان اداری و مالی پارس و حسابداران خبره (۱) خزانهدارها (۱) نظام کنترل هخامنشی (۱) تهیه صورت مالی (۱) سابقه اعداد منفی (۱) نظام حسابرسی (۱) حسابرس کل (۱) سیستم محاسباتی و نظارتی داریوش (۱) روحانیها و وظیفه دیوانی (۱) اقسام خطوط مالی فارسی باستان (۱) تمدن شوش- چرخ کوزهگری- چرخ ارابه (۱) پیامهای چُغازنبیل – عظمت ایلام (۱) تمدن سومر و عیلام باستان (۱) تاریخ ایلامیان باستان (۱) شوش (سوزا) (۱) سلسله و پادشاهان ایلام باستان (۱) ایلام باستان پس از انقراض (۱) باتری اشکانیان / پارتیان (۱) ازدواج با محارم در ایران باستان، افسانه سرایی خاور (۱) تپه نوشیجان همدان (۱) نرسی (۱) اردوان اول (۱) سورنا بزرگ اشکانی (۱) ظهور ایرانیان در تاریخ (۱) ایران هنوز بازیگر در سرزمین یونان (۱) قتل خشایارشاه و فروخفتن آرزوی فتح اروپا برای (۱) جنگ ماراتن (۱) پهناورترین امپراطوری (۱) حملهی داریوش به روسیه (۱) ظهور کوروش و مرزهای ایران (۱) ایران در هزاره دوم قبل از (۱) کشف دژ هخامنشیان در مصر (۱) نوروز در دربار ایران (۱) تمدن اصیل ایران زمین (۱) تاریخچه رقص در ایران (۱) درختان کهن ایرانی (۱) تختجمشید در میان ١٢ شهر شگفتانگیز جهان (۱) تعیین عمر اشیا و بقایای اجساد کشف شده (۱) کهن ترین آثار سفالی (قبل از تاریخ) (۱) رستاخیز انتظار در آیین ایران باستان (۱) ساختار استحکامات دفاعی ایران (۱) پیدایش چرخ سفالگری (۱) خط میخی نخستین خط ایرانی (۱) زبان مازَندَرانی ( مازنی یا مازرونی) (۱) چند واژه شایع در لهجه مازنی (۱) ضرب المثل مازندرانی (۱) واینک لهجه ی اصفهانی (۱) لهجه کازرونی (۱) اعداد کردی ژماران کوردی (۱) لهجه هاااااااااااااااااااااااا (۱) شمارش اعداد به ترکی (۱) دانشمندان ایرانی دوران باستان (۱) دانشهای ایرانی در عصر ساسانی و تأثیر آن در علوم پس (۱) دوره انوشیروان مکمل دوره نهضت فرهنگی ایران ساسانی (۱) اثر نجوم و هیئت ساسانی بر اسلام (۱) موسیقی دانان عصر ساسانیان (۱) سالنامهنگاری (۱) غذاهای نوروزی (۱) اینکه ایرانیان شنبه وآدینه نداشتن و ماه رو به هفته (۱) تاریخچه استخراج نفت (۱) تبار ایرانیان (۱) اریاییان به ایران کوچ نکردند بلکه از ایران کوچ (۱) سد سازی در ایران باستان (۱) آریایی یعنی نجیب و آزاده (۱) قانون کار در ایران باستان (۱) واژه ایران که در پارسی میانه به شکل « اران (۱) آگاهی ایرانیان از گردش زمین بر گرد خورشید (۱) تقویم آفتابی مسجد سلیمان (۱) قالی در طول دوران ساسانی (۱) ولنتاین، وارث جشن اسفندگان (۱) کاوشی در پیشینه ی تاریخی چهارشنبه سوری (۱) جشن هاى کهنسال فصل پاییز (۱) چند جمله از بزرگان (۱) گیلانیان آغازگران کشاورزی در جهان بودند (۱) کشاورزی در تاریخ ایران (۱) برنج یکی از هدایای دربار هخامنشیان (۱) درسی گرانقدر از شاه عباس اول (۱) ایرانیان مبتکر ایجاد کودکستان و دبستان برای کودک (۱) میهن پرستی در اشعار شاعران سده های نخستین اسلامی (۱) دولت پهلوی (۱) قیام غریب شاه گیلانى در عصر صفوى نبرد در کوچصفهان (۱) کاغذى که آتش انقلاب شد (۱) سقوط تبریز (۱) پایان کار فتحعلی شاه (۱) شکست نبرد قادسیه و یزدگرد سوم و فردوسی (۱) دروغ و نفاق در شاهنامه فردوسی (۱) فتح تهران و پایان دوران موسوم به استبداد صغیر (۱) وضعیت راهها و جاده ها در دوران پادشاهی هخامنشیان: (۱) ظهور زرتشت به روایت ویل دورانت (۱) علم و هنر پارسیان به روایت ویل دورانت (۱) چگونه تمدن پارس، مُرد؟ (روایت ویل دورانت) (۱) سدسازی در ایران باستان (۱) معرفی 9 حقیقت عجیب و جالب تاریخی (۱) جایگاه زن نزد ایرانیان باستان (۱) نوروز در زمان سلسله هخامنشیان (۱) بناهای هخامنشی (۱) ادیان ایران باستان (۱) نور و روشنایی ، قبله زرتشتیان (۱) اوستا نیز آفرینش جهان را در شش وقت (۱) نذر و نیاز و زیارت در دوره های مختلف ایران باستان (۱) نذر و نیاز و نیکوکاری ( امور خیریه ) در اوستای کنو (۱) واژه هایی که در اوستا به مفهوم نذر ، بخشیدن و وقف (۱) نذر و نیاز در دوره های مختلف تاریخی (۱) جغرافیای نوروز (۱) اشپختر که بود؟ (۱) گرجستان، معاهدات ننگین و سر اشپختر (۱) شعر فتحعلی شاه در ماجرای جنگ روس و ایران (۱) امیرکبیر، از بزرگترین رجال سیاسی ایران (۱) آبریزان یا آب پاشان (۱) تصویر متن باستانی اسرار تازه ای را فاش نمود (۱) تاریخچه هفت سین در ایران باستان (۱) نوروز و آوازهای بازار (۱) آیین ها و آداب کهن در داستان سیاوش (۱) نژادهای ایرانی (۱) آیا گویشوران زبانهای ایرانی چند قوم هستند؟ (۱) قوم “کرد” و مفهوم واژهی کرد (۱) زبانهای آریایی مادی امروز با کدام زبانها ارتباط (۱) بلوچ در متون قدیم (۱) واژهی کرد و قوم “کرد” (۱) قوم “فارس” یا قوم ایرانی (۱) قوم ایرانی (۱) منظور ما از ایرانی چیست؟ (۱) قوم آریایی (۱) نفوذ زبان عربی در زبان فارسی (۱) انتشار زبان فارسی است در خارج ایران (۱) وازههای فارسی یا فرانسوی (۱) آنچه ایران به جهان آموخت (۱) ناگفته های زبان فارسی (۱) پیشینه پزشکی در ایران باستان (۱) اوضاع سیاسی شمال غربی ایران در قرن هفتم قم (۱) جایگاه آریا یی ها در میان هندو اروپایی ها (۱) نام پادشاهان ماد (۱) پیامدهای فتح آشور بوسیله ایرانی ها (۱) آژی دهاک آخرین پادشاه ماد (۱) هخامنشیان از پارسیان بشمار می روند (۱) نخستین خط ایرانی (۱) نظام اجتماعی هخامنشیان (۱) دورة هخامنشی موبدان و حتی زنان نیز به منصب داوری (۱) معماری دورة هخامنشی (۱) قانون گزاران در اسطوره های ایرانی (۱) دولت ماد شکل می گیرد (۱) ایلامیان که بودند؟ (۱) بحتری و ایوان مدائن (۱) حضور اقوام ترک زبان پیش از پارسها در ایران (۱) زندان و دژ انوشبرد در گذر تاریخ (۱) تاریخ ایران از نگاه مورخین ارمنی - فارپی (۱) تاریخ ایران از نگاه مورخین ارمنی - آگاتانژ (۱) تاریخ ایران از نگاه مورخین ارمنی - خورنی (۱) حدود تاریخی ایران باستان (۱) از اردبیل تا جنوب فرانسه، یک فرهنگ مشترک (۱) یلدا، جشن باستانی سرزمین اسکاندیناوی (۱) دیباچه شاهنامه ابومنصوری (۱) گیلان، مهد تمدن یونان باستان (۱) نام شهر آمل در استان مازندران را برگرفته از قوم با (۱) زبان گیلکی با زبانهای ایرانی متفاوت است (۱) لحاظ مذهبی و اعتقادی مردمان باستانی ساکن در گیلان (۱) پارسی ایرانی نیست، بلکه ایرانی-ژرمنی است (۱) فرزندان و نوادگان یزدگرد سوم در چین (۱) بزرگان ایرانی خارج از ایران (۱) هدا کنندگان تخاری (۱) دیوار نگاره ای از تورفان (۱) کشف نفت و قیر در عهد ساسانیان در مسجدسلیمان (۱) نام تخت جمشید (۱) الواح هخامنشی چه چیزی را نشان می دهند؟ (۱) قدمت 2500 ساله ماهی قرمز سفره نوروز ایرانیان (۱) نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان (۱) فتح ایران به دست مسلمانان در زمان خلفای راشدین (۱) نامه معاویه در باره ایرانیان (۱) دولت طاهریان، اولین دولت اسلامی بود (۱) ـولین حکومت مستقل یا مستقل گونه اسلامی ایران بود (۱) دولت غزنوی یک دولت فارسی زبان نظامی اسلامی بود (۱) دولت علویان طبرستان (۱) " زیاریان " و " بوییان " دوخا (۱) دولت ترکمانان سلجوقی (۱) اتابکان و خوارزمشاهیان (۱) " سلسله سلاطین تیموری (۱) تشکیل دولت صفوی در اوایل قرن دهم هجری قمری (۱) کریم خان زند ، پایه گذار سلسله زندیه محسوب می شود (۱) قلمرو حکومتی قاجاریه در ایران زمین (۱) اولین حکام سلسله هایی که بر ایران حکومت کرده اند (۱) گویش های اصیل پارسی (۱) مهمترین زبانها و گویشهای ایرانی امروز از این قرار (۱) گوشهای مرکزی ایران (۱) گویشهای سرزمین فارس (۱) گویشهای دیگر ایرانی (۱) وامواژهها یا واژههای عاریتی در فارسی (۱) ماههای میلادی با تلفظ های فرانسوی در زبان فارسی (۱) فهرست وامواژههای یونانی در فارسی (۱) عباراتی از یک زبان خارجی در زبان فارسی (۱) واژههای فارسی را اعراب از ما گرفته و عربی کرده ا (۱) روز پدر در ایران باستان (۱) رد نظریه ذوالقرنین بودن اسکندر مقدونی (۱) زبانها و لهجه های جنوبی (۱) حکمرانی هخامنشیان کیفری وحشیانه (۱) چیزنویسی و ادبیات بابل خط میخی (۱) ویزگیهای فرهنگ ایران در تمدن سازی (۱) ویزگیهای فرهنگ ایران در تمدن سازی فرهنگ ایران در (۱) دگرگونی واژگان فارسی (۱) صدها یا هزاران واژۀ که تنها در یا کتابهای کهن (۱) ارتباط زبان فارسی و سایر زبان ها (۱) تقسیمات زبان و لهجه ها در ایران (۱) الفبای کردی (۱) لک کیست، لکی چیست؟ (۱) لهجه طبری یا (مازندرانی) : (۱) زبانهای ایرانی شرقی که امروزه رایج است بدین قرار ا (۱) لهجه های فلات پامیر : (۱) زبانهای دسته غربی (۱) لهجه های ساحل دریای مازندران (۱) آذربایجان و لهجه کرینگان (۱) لهجه یهودیان سمرقند و بخارا نیز اصولا فارسی است (۱) دین ایران پیش از زردشت (۱) بزرگان جهان درباره اشو زرتشت چه می گویند (۱) زنان نامدار ایران باستان (۱) تاریخ زندیه (۱) تیمور لنگ و قتل عام مردم اصفهان (۱) نظمیه در عصر قاجار؛ سوئدیان و تأمین نظم (۱) حاکمیت خاتون بخارا (۱) شباهتی که بین سیزده بدر و برخی از رسم های کاتارها( (۱) ایران در دوره پارینه سنگی (۱) دوره پارینه سنگی میانه در ایران (۱) دوره پارینه سنگی جدید در ایران (۱) فرا پارینه سنگی (میانه سنگی)18000سال قبل از میلاد (۱) ایران در دوره نوسنگی (۱) نو سنگی (آغاز پیدایش جوامع روستایی) 12000 سال قبل (۱) منطقه جنوب غربی ایران در دوره نوسنگی (۱) غرب و شمال غربی ایران در دوره نو سنگی (۱) فلات مرکزی ایران ( شامل ساحل جنوبی دریاچه خزر در د (۱) فلات مرکزی، شمال شرقی و سایر قسمتهای ایران در دورا (۱) آغاز شهرنشینی 6500 سال قبل از میلاد (۱) شرق دریای مازندران فرهنگ گرگان (۱) شمال غرب ایران و فرهنگ یانیک (۱) مادها 700 سال قبل از میلاد (۱) شکل گیری پادشاهی ماد (۱) هخامنشیان 700 سال قبل از میلاد (۱) اگاهی ساسانیان از ظهور محمد(ص) (۱) یورش تازیان و ویران نمودن ایران زمین (۱) غارت 1200 سال تمدن شاهنشاهی و فتح اولین کاخ سفید ج (۱) بلاذری تاریخ نگار مشهور عرب در باره مقاومت ایرانیا (۱) شویس عدوی درباره غارت ایرانیان توسط سپاه تازی روای (۱) ابن خلدون که دقیق ترین جامعه شناس و مورخ عرب است د (۱) ه کتاب سوزی ایرانیان توسط مسلمانان (۱) ترور عمرابن خطاب توسط ایرانیان دربند (۱) قیام مردم پارس در زمان امام علی (۱) بلاذری در باره نحوه برخورد با اسیران ایرانی مینوسی (۱) کرزوس و سولون و کوروش (۱) روزهای نوروز عامه و خاصه (۱) جشن سال نو نزد آریائیان (۱) تقسیم روزهای ماه فروردین (۱) روزی نو برای نیایش با آفریدگار (۱) فلسفه آیین های نوروزی (۱) میر نوروز - عمونوروز (۱) خانه تکانی (۱) سفرههای نوروزی (۱) سازهای ویژه نوروز (۱) طبیعتگردی (۱) مسابقات ورزشی در نوروز (۱) عجایب بزرگ نقش های تخت جمشید در مقایسه با نقشهای د (۱) شیرین سخنی کوروش و پاسخی که به نمایندگان یونانی دا (۱) واژه نوروز در الفبای لاتین (۱) نوروز از دیر باز تا اکنون (۱) ایرانیان نخستین شهر نشینان جهان بوده اند (۱) دوازده فرمان اوستا (۱) بنیادهای آیین زرتشت (۱) گویشهای ایرانی/یکی ازمنابع اسطورهشناسی (۱) منابع اساطیری ایران (۱) فلسفه عید نوروز در اسطوره شناسی تورکان و فارس ها (۱) نقد اوستا به عنوان منبع اسطوره شناسی در ایران (۱) ژرفای اسطورههای ایرانی (۱) تاریخ گیلان قوم آمارد (۱) فلسفه سیزده بدر و روز طبیعت (۱) تاریخ گیلان کادوسیان (۱) تاریخ گیلان قوم کاس ؛ کاسپیها (۱) سرود های ماندگاری (۱) آذری ها ترک نیستند (۱) ترک آغور و آذری آریایی یکسان نیسیتند (۱) تبار مردمان آذربایجان بر پایۀ شاخص های ژنتیکی (۱) آموزش خط میخی (قسمت ششم) (۱) آموزش خط میخی (قسمت پنجم) (۱) آموزش خط میخی (قسمت چهارم) (۱) آموزش خط میخی (قسمت سوم) (۱) آموزش خط میخی (قسمت دوم) (۱) آموزش خط میخی (قسمت اول) (۱) کوروش از زبان دشمنان (۱) افلاطون مینویسد (۱) گزینوفون مینویسد (۱) هرودوت در سخن ازخصلتهای ایرانیان مینویسد (۱) یک کاهن بزرگ بابلی دربارۀ کوروش بزرگ چنین نوشته اس (۱) کاهن بزرگ مصر دربارۀ داریوش بزرگ چنین نوشته است (۱) ائریه - ائیرین - آریاورته - آورته - آریا ویج - ایر (۱) سکه های پادشاهی ساسانی (۱) متن کامل نمازهای زرتشتیان (۱) پندهای بسیار زیبای زرتشت به پسرش! (۱) داوری در بارهء کورش بزرگ (۱) دوالقرنین در قرآن (۱) ذوالقرنین یا کوروش بزرگ (۱) حضرت ذوالقرنین یا کوروش بزرگ (۱) گاهنمای جشنها و مناسبتهای ملی ایران(تیر) (۱) گاهنمای جشنها و مناسبتهای ملی ایران(خرداد) (۱) گاهنمای جشنها و مناسبتهای ملی ایران(اردیبهشت) (۱) گاهنمای جشنها و مناسبتهای ملی ایران(فروردین) (۱) جشنها هم عبارتند (۱) دقیقترین گاه شمار تاریخ ! ! ! ! (۱) فلسفه نام گذاری نام ماه های آریایی (۱) آرتمیس نخستین زن دریانورد ایرانی (۱) زن و خانواده در ایران باستان (۱) تعدادی از زنان نام آور ایران باستان (۱) کتیبه های باستانی ایران زمین (۱) سنگنبشتهها و فرمان داریوش بزرگ (برای ساخت آبراه (۱) کتیبه بیستون( کتیبه داریوش ) (۱) سنگ نبشته اورارتروی رازلیق (۱) تعظیم امپراطور روم در مقابل شاپور اول (۱) گوشه ای از اقدامات شگفت انگیز و میهن پرستانه داریو (۱) سنگ نگاره داریوش بزرگ در شهر پارسه ( تخت جمشید (۱) کتیبه آموزنده داریوش بزرگ در نقش رستمکتیبه آموزنده (۱) رنگ هایی از نژاد پارسی (۱) آبشناسی (دانش هیدرولوژی) در ایران باستان (۱) افتخار ناشناخته ایران زمین)گاهشمار تمام سنگی 2500- (۱) دیوار بزرگ گرگان (۱) تاریخچه تخته نرد (۱) شطرنج عربیدهی شترنگ پارسی است (۱) شگفتی های شهر سوخته (۱) نخستین انیمیشن جهان (۱) لوح زرین آریارمن شاه هخامنشی (۱) کراوات در ایران باستان (۱) زن ، زمین ،آب ،ماه ، مار وگاو: نمادهای باروری در د (۱) کشف شواهد مستند از وجود قالیچه های پرنده در ایران (۱) گیاهخواری در ایران باستان (۱) زبان کهنسال روستای تاریخی گرمه (۱) شیرو خورشید (۱) فهرستی از اسامی اصیل ایرانی+ معنا (۱) هفت سین ( در ایران باستان (۱) اهورا مزدا و اهریمن در اساطیر کهن (۱) مناسبت های ایران باستان (۱) گذری بر فلسفه نام ماههای ایران بزرگ (۱) تعریفی از واژه جشن در ایران باستان (۱) خداشناسی و پرستش در عیلام و ایران هخامنشی (۱) واژه فاشیست که از یک اندرز ایران باستان ساخته شد (۱) بازسازی بندر صور با هزینه ایران ـ (۱) به دستور بلاش اول اوستا» به صورت کتاب درآمد (۱) روزگاری که عراق بخشی از یک استان ایران بود (۱) قضاوت و اصول دادرسی در زمان ساسانیان (۱) دادگاه های زمان ساسانیان (۱) کارمندان قضایی در سازمان دادرسی ساسانیان (۱) عجایب بارگاه خسروپرویز) (۱) پزشکی در ایران باستان (۱) مردان بزرگ تاریخ ایران زمین (۱) آنوبانی نی (۱) جنگ ایران با سلوکیان (۱) آراسته ترین اسامی ایرانی (۱) انعکاس روحیّات ایرانیان در نقشهای تخت جمشید (۱) ایرانیان باستان و خانه خدا (۱) نیلوفر آبی نماد ایران باستان (۱) پیشینه تاریخی دریای پارس یا خلیج فارس (۱) کشتی دوهزارساله اشکانی در دریای پارس (۱) کشاورزی و صنعت در ایران باستان (۱) مازیار فرزند رشید ایران (۱) لشکر افسانه ای کمبوجیه پیدا شد (۱) گاهان بار یا جشنهای زرتشتیان (۱) تاییس نابود کننده تخت جمشید کیست (۱) سپاه جاویدان (۱) نخستین بانک جهانی ایرانی بود (۱) مازیار و بانو گلدیس سازندگان پرسپولیس (۱) کورش بزرگ در تورات (۱) هنر فلز کاری در دوره هخامنشیان (۱) موسیقی هخامنشیان (۱) جایگاه زن در دوره هخامنشیان (۱) وجه تسمیه پارسه (۱) بهداشت و درمان در ایران باستان (۱) اتش و تلگراف در عهد هخامنشیان (۱) قدیمیترین جنبش اجتماعی در تاریخ ایران (۱) نابودی اخرین بقایای کاخ داریوش اول (۱) قوانین کار در عهد هخامنشیان (۱) اتوسا همسر داریوش بزرگ (۱) تمدن ایران و تاثیر ان بر سایر تمدنهای بشری (۱) گویش شیرازی (۱) ایران پیش از تاریخ (۱) نقش حجاب درادیان گذشته (۱) مقایسه بین تمدن ایران و یونان باستان (۱) پایتخت های باستانی ایران باستان (۱) ایران پیش از تاریخ (۱) تنوع گیاهی و حیوانی در ایران باستان (۱) اولین زن دریانورد (۱) دست یافته های ایرانی (۱) متن کتیبه داریوش کبیر (۱) نفوذ معماری ایرانی در اروپا (۱) پزشکی در دوره ساسانیان (۱) دین در زمان ساسانیان (۱) علاقه مندان به جنگ ایران و اعراب مطالعه کنند (۱) چرا ایرات عرب نشد (۱) تاریخ ایران بعد از اسلام (۱) اولین مسجد در شهر بوشهر (۱) وقتی میگن موالی یعنی چه (۱) ساسا نیان نخستین تجربه حکومت دینی (۱) فتح ایران به دست خلفای راشدین (۱) خوارج در ایران (۱) ایرانیان در دوران خلفا (۱) فراز برای فرود ساسانیان (۱) داستان استیلای تازیان بر ایران (۱) نامه حضرت محمد به خسرو پرویز شاه ایران زمین (۱) ایرانیان و پیروزی اسلام (۱) جنگ عقاید در ایران (۱) اغاز ظهور اسلام در ایران (۱) شکل گیری گرایشهای دینی تحت تاثیر زرتشت (۱) ادبیات فارسی پس از اسلام (۱) شاه عباس کبیر (۱) تاریخ ایران پیش از اسلام (۱) معبد چغازنبیل (۱) کعبه زرتشت (۱) اب در اساطیر ایران باستان (۱) آل بویه (۱) جدول نام روزهای هفته در ایران باستان (۱) بیماری ها در زمان زرتشت و پزشکی ان دوره (۱) نصایح زرتشت به پسرش (۱) نوروز پس از اسلام (۱) ارتش ساسانیان (۱) اوضاع سیا سی مذهبی ایران در استانه ظهور اسلام (۱) ایا ایرانیان اتش می پرستیدند (۱) سقوط امپراطوری ساسانیان (۱) انحطاط هخامنشیان (۱) سد سازی تا قبل از هخا منشیان (۱) سنگ نبشته های هخامنشی در کانال نیل (۱) پارسی باستانی (۱) نقاشی باستانی (۱) ایرانیان اولین تدوین کنندگان قانون بین الملل (۱) قدیمی ترین بنای خشتی جهان (۱) گران ترین مهریه ایرانیان (۱) اختراعات و ابتکارات ایرانیان (۱) چند نکته در مورد ایران (۱) دلاور زنان ایران باستان (۱) ایران در سفر نامه ها (۱) اسب و سوار کاری در ایران باستان (۱) نام روزهای ماه در ایران باستان (۱) یافتن همسر در ایران باستان (۱) سیزده بدر در ایران باستان (۱) روز های پر شکوه ایرانیان (۱) قاشق زنی در سال نو (۱) قدیمیترین خط نوشتاری در جیرفت کشف شد (۱) کاشتن سبزه (۱) محیط زیست در ایران قدیم (۱) حقوق بشر در ایران باستان (۱) نفت و قیر در ایرااستان (۱) نماد ایران باستان (۱) مفهوم ملت و جامعه چیست (۱) چشم مصنوعی در شهر سوخته (۱) زندگی نامه زرتشت (۱) کشور وسیع ایران (۱) چرا باید به ایران افتخار کنیم (۱) چه زنانی بر قلمرو ایران حکومت کردند (۱) زبان کردی پیش از اسلام (۱) داریوش نخستین نظام دادرسی را در جهان گسترانید (۱) سرود اب ها در جشن ابانگان (۱) تمدن و فرهنگ هخامنشی (۱) متن استوانه کورش کبیر (۱) تاریخ دریا نوردی ایرانیان (۱) اولین نبرد سرنوشت ساز تاریخ بشر (۱) نو اوری مدیریتی ایرانیان (۱) پارسه شهری هخامنشی (۱) ارتش هخامنشی (۱) ایران پیش از ایرانیان (۱) تاریخ اسطوره ا ی ایران (۱) گفتگو با استاد فریدون جنیدی (۱) اولین سکونت گاه ها و تمدنهای باستانی در ایران (۱) اندیشه ایرانی قبل از اسلام (۱) ظهور ایرانان در تاریخ (۱) معرفی کمان پارتی و نیزه پارسی (۱) ایران سرزمین همیشگی اریاییان (۱) اتشگاه ایرانی ک (۱) کشتی نوح و اکتشافات جدید (۱) قنات ابداع ایرانیان (۱) وصیت نامه کورش کبیر (۱) الهه ها در ایران باستان (۱) پانته ا زیباترین زن اسیا (۱) قدیمی ترین عضو مصنوعی جهان در ایران (۱) زن و پارسیان (۱) خانه خورشید (۱) اگاهی ایرانیان از گردش زمین بر گرد خورشید (۱) صد سال تلاش ایرانیان برای ازادی (۱) آیین زناشویی در ایران باستان (۱) سبزه گره زدن (۱) پهلوی (۱) شهر سوخته (۱) ایا میدانید (۱) جنگ چالدران (۱) انقلاب مشروطه (۱) افشاریه (۱) سامانیان (۱) خشایارشاه (۱) مغول (۱) هویت ایرانی (۱) فرهنگ نامهای کهن ایران زمین (۱) سفره هفت سین (۱) آتشکده (۱) جشن سده (۱) جشن مهرگان (۱) کوروش دوم (۱) ایا میدانستید (۱) نقش رستم (۱) وصیت نامه داریوش کبیر (۱) نامه عمر به یزد گرد سوم (۱) تاریخچه ای از خط و نگارش (۱) پیشگویی های زرتشت (۱) مرکز روحانیت ایران قدیم شهر ری (۱) نبرد قادسیه اولین جنگ اعراب و ایران (۱) زبان گمشده (۱) فیروزان ابو لولو (۱) سخنان کوروش کبیر (۱) مردمسالاری در زمان اشکانیان (۱) برخورد با ریشه کارمندان فاسد در ایران قدیم (۱) اموزگاران ما (۱) بازی های ورزشی 291 سال قبل از المپیک (۱) ماهی قرمز در ایران قدی (۱) ایا تکرار تاریخ ممکن است (۱) سر انجام عشق به ایران (۱) ایا در پس مرگ زندگیست (۱) نخستین سروده جهان متعلق به ایرانیان (۱) ازادی زنان در زمان زرتشت (۱) ایا زرتشتیان با افراد خانواده خود ازدواج می کردند (۱) انواع ازدواج در ایران قدیم (۱) الفبا در ایران قدیم (۱) اموزش چند حرف از زبان فارسی قدیم (۱) روز مادر یا سپندار مز در ایران باستان (۱) اتشکده های ایران (۱) منجی عالم دین زرتشت (۱) ریشه های خط فارسی (۱) هفت سین در ایران باستان (۱) سفره عقد در ایران باستان (۱) ایران باستان دختران در گزینش همسر ازاد بودند (۱) شب چله یا شب یلدا در ایران باستان (۱) نام اوران ایران باستان (۱) لیست نامهای پارسی پسران (۱)
اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من


